تبليغاتX
خواهرانه - test

در خانه (4)

تقريبا حالا تمام كساني كه اين جا رو مي خوونين ،مي دونين كه ما از وقتي كه به خونه مي رسيم تا وقت شام رو چه طور مي گذرونيم.اما برامون عجيبه كه حتي بابا هايي كه اين جا رو مي خونن مثل باباي اروندو باباي فردا نپر سيدن پس توي اين مدت باباتون كجاي جريان قرار داره؟؟؟؟!!!!

اما باباجون ما از كمي قبل تا كمي بعد از جريان هم هست! يعني هر روز قبل از اين كه ما برسيم و با اينكه دقيقا مي دونه چه ساعتي وارد خونه مي شيم ،زنگ مي زنه به مامي جان و مي پرسه :دختراي من رسيدن خونه ؟ و مامي جان هرروز جواب مي ده كه هنوز نرسيدن تا پنج دقيقه ي ديگه مي رسن!!!

بعد از اينكه يك ربع از اومدنمون گذشت باز باباجون زنگ مي زنه و باهامون صحبت مي كنه و بعد هم جريانات مدرسه رو كه از خودمون پرسيده دوباره از مامي جان مي پرسه!!! البته بعد هم كه خونه اومد دوباره دوست داره از ما و مامي جان در مورد كارهاي ما بپرسه و عجيب اينكه اصلا از اين توضيحاتي كه گاهي تكراري است خسته نمي شه!!!!!

بعضي از شبها كه باباجون زود مي رسه خونه ، اگه ما كاري نداشته باشيم مي ريم و با باباجون بازي مي كنيم و شام رو همه با هم مي خوريم اما اگه بابا جون زود به خونه نرسه تلفني شب به خير مي گيم.

باباجون I Love You  با اينكه از لحظه اي كه به خونه مي رسيم؛كنارمون نيستي ولي مي دونيم كه برات مهميم و هميشه در جريان كارهاي ما هستي؛ پس نقشت توي زندگيمون پر رنگه!





2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 16:27  توسط می گل و گل چه | 
در خانه(3)

بعد از كمي استراحت و خوردن!مي ريم سراغ تكاليفمون.اول چك مي كنيم كه چه كارهايي رو بايد براي فردا انجام بديم و كدوم درس ها رو امروز ياد گرفتيم كه بايد با كمك حافظه ي كوتاه مدت اون ها رو ذخيره كنيم (يعني يه نگاهي بهشون بندازيم) تا بعد يادمون نره.

خلاصه اگر اشكالي داشتيم بايد يادداشت كنيم و روز بعد با معلممون اون اشكال رو حل كنيم و اگر هم ديكته داشتيم مامي جان ديكته مي گن.در تمام مدتي كه كارهامون رو انجام مي ديم دقت؛تمركز و سرعت رو فراموش نمي كنيم.تكاليفمون كه تمام شد بايد نيم ساعت  موسيقي تمرين كنيم البته روزهايي كه خسته هستيم اين تمرين ربع ساعته مي شه!

ديگه حالا كاري نداريم و مي تونيم زمان باقيمانده رو بازي كنيم يا تلويزيون نگاه كنيم ويا پشت كامپيوتر باشيم.

اين برنامه ممكنه در هر روز با كمي تغيير اجرا بشه.

 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 17:35  توسط می گل و گل چه | 
در خانه(2)

بعد از تعريف هاي اوليه (آخه اين تعريف ها تا موقع خواب ادامه داره!) مي در خانه 2ريم توي اتاقمون و روپوش هامون رو در مياريم و بعد مي ريم دست و رومون رو مي شوييم و مي ريم پاي تلويزيون . حالا ديگه بخور بخور شروع مي شه! معمولا اولين چيزي كه دوست داريم بخوريم بستنيه اونم بيشتر اوقات عروسكي و حتما هم ميهن! مامي جان هم اصلا مخالفتي با بستني خوردن ما نداره!! اما بلافاصله شروع مي كنه به دادن انواع خوردني ها تا موقع خواب! اول كه بايد يه ليوان آب ميوه(آب پرتقال و ليمو شيرين) كه حتما خودش همون موقع برامون آب گرفته بخوريم بعد هم در زمان هاي مختلف يه ليوان شير و كيك يا نون با خامه يا نون با پنير و گردو مي خوريم .بعضي از روزها هم پفك يا چيپس مي خوريم اما در سايز كوچولو.

غير از اينها ميوه هايي مثل خيار يا سيب يا خرمالو يا موز يا...هم در برنامه هست .

خشکبار هم می خوریم(پسته فندق نخودچی بادام زمینی و...)

خدا را شكر كه ديگه همه عكس ما دوتا رو ديدن اگر نه فكر مي كردين با اين همه بخور بخور ما دوتا حتما چاقيم!!

شما وقتي خونه هستين چي مي خورين؟اگه بچه هستين مامي جانتون اين همه خوراكي ميان وعده بهتون مي ده ؟و اگه بزرگين اين همه خوراكي به بچه تون مي دين؟؟!!!

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 17:37  توسط می گل و گل چه | 
شماره تلفن اينترنتي!!!!!!!!!!

صداي زنگ تلفن بلند شد.من(مي گل) گوشي رو از توي اتاق خودمون مكالمه ي شيرين!برداشتم.

مي گل:بله

اونور خط (دايي ماكان عزيزم Sign I Love You ):سلام.

مي گل:سلام.بفرماييد باكي كار دارين؟!!!

دايي ماكان:با مي گل خانم كار دارم!

مي گل: نيستن!

دايي ماكان:!!!!!!!!!!!!!كجا تشريف بردن؟!!!!!

مي گل:رفتن مهموني مي تونين با موبايلشون تماس بگيرين!

دايي ماكان:!! لطفا شماره بدين...

مي گل:صفر-نهصدو دوازده-مي گل و ماكان-دات-كام.

دايي ماكان:!!!!!!!

مامي جان و گل چه كلي از اين مكالمه ي عجيب خوششون اومد و خنديدن.شما چه طور؟؟!!!!!

راستي فكر مي كنين اين شماره ي موبايله يا آدرس ايميل؟؟؟!!!





2 نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 14:37  توسط می گل و گل چه | 
دوتا حس خوب

اگه يه خاله ي گل داشته باشين و او هميشه به يادتون باشه و براي هر مناسبتي يه كادوي سورپرايز براتون داشته باشه چقدر بيشتر از اول دوستش دارين؟؟!!!

خاله مهستاي مايكي از اين خاله هاست. اين عكس و قرار دادنش توي وبلاگ هديه ي خاله مهستاست به مناسبت عيد فطر.خاله مهستا دستت درد نكنه .خيلي ممنونيم.(اين حس خوب اول)

آناجون (دوشس)رو كه همه باهاشون آشنا هستيم. هم خودشون دوست داشتني هستند و هم دخترشون آهوي گل.يه كامنت توي پست قبل برامون گذاشته بودن كه يه حس خوب ديگه به ما داد.شما هم اگه بعد از چند ماه يه نفر(آنا جون) براتون مي نوشت:اين همون عكس تولدتونه كه موهاتون روتوي آرايشگاه شينيون كرده بودين(قبل از كوتاه كردن) و توي سالن اجتماعات خونتون برگزار كرده بودين، غير از يه حس خوب مي تونين احساس ديگه اي داشته باشين؟؟(حس خوب دوم)

آنا جون ممنون از اين همه توجه.

23/4/84

 

این هم عکسمون توی سایز بزرگتر.باز هم خاله جون متشکریم.

 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 21:50  توسط می گل و گل چه | 
در خانه(1)

معمولا ساعت يك ربع به سه به خونه مي رسيم. بيشتر اوقات قبل از يك خونه ي قشنگاينكه زنگ بزنيم در باز مي شه!!!مي دونيد كه چرا ؟؟!

آخه اين مامي جان ما توي آيفون مي بينه كه ما رسيديم پس در رو باز مي كنه. ما هم سريع سوار بر آسانسور مي رسيم طبقه ي سوم و وارد خونه مي شيم.نمي دونيد چه كيفي داره وقتي مي بينيم مامي جان دم در منتظر ماست و كيف هاي سنگينمون رو مي گيره.

از همون لحظه كه وارد مي شيم شروع مي كنيم به تعريف جريانات مدرسه. البته هميشه هم دوتايي دعوامون مي شه كه :من اول مي گم و...هر چقدر هم مامي جان پيشنهاد مي ده كه مثلا نوبتي حرف بزنين .اصلا فايده اي نداره و باز هم فردا همين جريان تكرار مي شه . راستش رو بخواين با اينكه يه كم ناراحت مي شيم اما خيلي كيف داره كه ما تعريف ميكنيم و مامي جان با يه برق توي چشماش گوش مي ده و عاشق شنيدن موفقيت هاي ماست. حتي اگه موارد ناراحت كننده اي پيش اومده باشه دقيق سوال مي كنه كه در جريان باشه.البته غير از مامي جان خودمون هم در جريان كارهاي همديگه قرار مي گيريم.

اين توضيح براي حضور اوليه ي ما توي خونه است.كم كم براتون مي نويسيم كه بعد چه كارهايي انجام مي ديم.البته اگه براتون جالب باشه؟؟!!

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 14:38  توسط می گل و گل چه | 
دو تبریک!

خيزيد مسلمانان عيد رمضان آمد

نماز و روزه هاتون قبول باشه. همون طور كه ما پيش بيني كرده بوديم اين ماه عزيز سي روزه شد!!!عيد فطر مبارك.

و اما تبريك دوم: روز دانش آموز مباركروز دانش آموز مبارك

2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 12:30  توسط می گل و گل چه | 
در کلاس آداب!

ما در هفته يك ساعت كلاس آداب داريم.در كلاس آداب درباره ي خيلي از شاد باشمسائلي كه در شبانه روز با آنها در ارتباطيم صحبت و اظهار نظر مي كنيم . گاهي اشكالات رفتاري خومون و يا دوستامون رو پيدا مي كنيم و براي برطرف كردن آنها تلاش مي كنيم.گاهي نكات مثبت شخصيت ها را پيدا مي كنيم و در پررنگ كردن اونها مي كوشيم.

گاهي متوجه مي شيم كه برنامه ريزي در انجام تكاليفمون چه كمك بزرگي است و ياد مي گيريم كه چه طور برنامه ريزي كنيم تا غير از اينكه به موقع كارهايمان را انجام دهيم،بتوانيم عقب ماندگي ها را جبران كنيم.

گل چه: اين هفته هر روز بايد بنويسيم كه چه تكاليفي براي فردا داريم با اسم و تاريخ و بعد از يك هفته تمام هفت تا برگه را به خانم الماسيان(معلم آداب كه روانشناس مدرسه هستند)تحويل دهيم.اينجوري ياد مي گيريم چك ليست داشته باشيم و برنامه هامون رو تنظيم كنيم.

 

مي گل:در كلاس اين هفته ي آداب ما خانم عرشي در مورد فرق هاي مدرسه و خانه صحبت كردند .اول كه اين سوال پرسيده شد واقعا نمي دونستيم چه فرق هاي اساسي وجود داره ولي حالا من كاملا كارشناسانه مي تونم توضيح بدم و از ته دلم درك مي كنم كه اين دو تا محيط كه ما بچه ها هر روزمون رو توي اون مي گذرونيم در حد خودشون مفيد؛ لذت بخش و امن هستند.

شما هم براي كاهاتون برنامه دارين؟ محيط هاي مختلف زندگي شما هم امن و مفيد و لذت بخشند؟

 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 15:46  توسط می گل و گل چه | 
پرينتر دوست داشتني!!!

چند روز پيش يه پرينتر hp-5510با رنگ طوسي و مشكي كه ست كامپيوترمونه گرفتيم كه خيلي هم دوستش داريم !!!

ما مي تونيم با پرينترمون copy و faxو scan كنيم . ما مي تونيم با پيرينترمون اول از اينترنت بعد هم از پرينترمون براي

copy استفاده كنيم.ما مي تونيم با پرينترمون اگر پيام فوري داريم با شركت داییمون ارتباط بر قرار كنيم .

ما مي تونيم ......

خلا صه ما دو تا پرينترمون رو خيلي دوست داريم .

 

با اين خصوصياتي كه داديم شما هم از پرينترمون خوشتون مياد ؟

 

 

2 نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1384ساعت 21:1  توسط می گل و گل چه |