گل چه:باور كنين هنوز بعضي از دانش آموزان كلاس ما كه دوميم
(اگه مثلا كمي عقب بمونن) گريه مي كنن
! و به نظر من خيلي ناراحت كننده است
.اما برخورد خانم معلم گلمون ![]()
خيلي عاليه.درست همون موقع كه فرضا من و مانا كمي عقب مونديم
!مانا شروع به گريه مي كنه
يه دفعه خانم معلم خيلي جدي
: گل چه جون
تو چرا گريه نمي كني![]()
؟!! تو هم گريه كن ديگه![]()
!!!و اون موقع است كه همه با هم مي خنديم
.
مي گل:تا حالا براتون پيش اومده به يه جريان حتي فكر هم كنين خندتون بگيره![]()
!!! چند وقت پيش توي كلاس انگليسي بوديم كه يكي از پشت سري ها روي مليكا آب ريخت
و اين دوست گلم
اونقدر خنده دار آبهاي لباسش رو پاك مي كرد
كه هنوز هم وقتي بهش فكر مي كنم ؛حسابي خندم مي گيره
. مليكا يادته
؟!!
حتما مي دونين كه ساعت كار مدرسه ها عوض شده
؛يعني نيم ساعت زودتر بايد بريم به مدرسه و از اون ور هم نيم ساعت زودتر خونه ايم.
نمي دونيم بهتره يانه
؟!!
آخه ما دوتا براي از خواب بيدار شدن مشكلي نداريم
پس زود رفتنمون بدون اشكاله
.
برگشتن هم نيم ساعت زودتر خيلي خوبه .انگار يه وقت آزاد گيرمون اومده
.
پس مثل اينكه حالا بهتر شده
!!!
باز بهار آمد و نقاش عید![]()
روی هوا نقش پرستوکشید![]()
مادر من سبزه به بشقاب ریخت![]()
روی همه پنجره ها آب ریخت![]()
باز پدر ماند وغم رخت و پخت![]()
!
باز گذشت از سر ما سال سخت![]()
مدرسه مان خسته و تعطیل شد![]()
موسم کش رفتن آجیل شد![]()
بوی نوی کاغذ یک اسکناس![]()
مضحکی خط اتوی لباس
!
فصل نوبا یک کت مخمل رسید![]()
کفش نو با غنچه ی تاول رسید![]()
محمد کاظم مزینانی
امروز هم عید رو به همه تبریک می گیم و هم:
مامی جان؛بابا جون سالروز ازدواجتون مبارک
.
قبل از پست مامی جان مطلب رو خووند
و از طرف خودش برای بابا جون نوشت:
بهشت من و پردیس و بهار من همین جاست
تو بارون بلا پیش تو آرامش دنیاست.


