خداحافظ آلمان.
خداحافظ جام جهاني.
خداحافظ برانكو .
با وجود اين بچه ها خسته نباشيد.
اگر از شما بپرسند
بهترين هديه اي را كه خدا در يك روز خاص به شما داده چيست؟چه جوابي مي دهيد
؟
خدايا تورا سپاس
كه امروز بهترين هديه را به ما دادي
!
با اينكه ديگه توي كامنت ها اول نمي شي
اما هميشه توي قلب ما اولي![]()
![]()
.
بابا جون:اگه گفتين توي اين جام جهاني چه گروهي خيلي سود مي كنن
؟
ماحدس هايي زديم اما جواب بابا جون نه بود!بالاخره خود بابا جون :تخمه فروش ها![]()
!!!!
اما يادتون باشه از امشب وقتي فوتبال شروع شد به جاي اينكه ظرف آجيل يا تخمه رو كنارتون بذارين
،يه ظرف ميوه بيارين و نوش جان كنين![]()
!تا به بدنتون ويتامين برسه
.اين رو از اخبار جوانه ها شنيديم.
اميدواريم هميشه بتونين توي دروازه ي دل بقيه گل
دوستي بكارين
.
آماده شديم و رفتيم گلستان
.
دور مي زديم و خريد مي كرديم
و طبق معمول سر اينكه كدوم طرف مامي جان بايستيم و دستش رو بگيريم
با هم يكي به دو مي كرديم
.
مامي جان:حالا ميشه هيچ كدوم دست منو نگيرين![]()
؟آخه اينجا كه ماشين رد نمي شه
!
مي گل(خیلی جدی):نه
!!!نمی شه
!!!
مامي جان و گل چه:چرا
؟!!!
مي گل:آخه مامي جان اگه تو گم شدي
!ما چه طوري پيدات كنيم
؟!!!
قابل توجه مامان هاي گرامي:در هر موقعيتي كه باشين اجازه بدين بچه هاتون دستتون رو بگيرن
!آخه احتمال داره شما گم بشين
!!!!!!
هشتم خرداد ماه هشتادو پنج
گل چه:شب قبل انگار استرس داشتم
!شايد هم هيجان زده بودم
!اما صبح كه از خواب بيدار شدم فقط عجله داشتم
!عجله براي رفتن به مدرسه و گرفتن كارنامه
.
من و مامي جان به مدرسه رفتيم همراه دو هديه.يكي براي خانم قاسمي
كه معلم اصلي بخش فارسي بودن و يكي براي
خدايا متشكرم كه بهم كمك كردي تا بتونم معلم هام،مامي جان ،باباجون و مي گل خوبم رو با اين نمره ها و موفقيت ها خوشحال كنم.جاي شما خالي تا بعد از ظهر همه بهم زنگ زدن و تبريك گفتن.مژده جون،بابا مرتضي،خاله مهستا و دايي ماكان گل.
من ديگه رسما كلاس سوميم![]()
!!!
هفدهم خرداد ماه هشتادو پنج
مي گل:ديروز كلي كار داشتم
!از اونجايي كه پنج سال دبستانم تمام شده
،براي تمام معلمينم در دوره ي دبستان يه كار هنري كوچولو درست كردم
.همه رو كادو پيچيدم تا يادبودي باشه از من به اونها.يه قرآن كامل هم داديم قاب گرفتن و زيرش نوشتم:
"تقديم به تمامي همراهانم كه بر پنج سال زيباي دبستانم خوش درخشيدند.
بپاس تمام زحماتي كه جبران پذير نيست."
امروز همه رو برداشتم و رفتم مدرسه
.هديه ها رو به معلم ها دادم و همه خوششون اومد و تشكر كردن.
كارنامه هاي فارسي و انگليسي و فوق برنامه ام را گرفتم
و به خانه برگشتم.
شاد شادم
. براي نمراتم،براي تعريف هاي معلم هايم از من
،براي ديدن لبخند روي لبهاي مامي جان
و بابا جون
و گل چه ي نازم
،براي تبريكات مژده جون و بابا مرتضي و...،و براي به پايان بردن دوره پنج ساله ي دبستانم با موفقيت
.خدايا توراسپاس
.
در ضمن من در امتحان ورودي سوده قبول شدم
وبايد امروز براي ثبت نام مي رفتم كه من مدرسه ي خودم رو ترجيح دادم
.مليكا دوست خوب دوره ي دبستانم هم قبول شده كه به مدرسه ي سوده مي ره.موفق باشي مليكا جون
.يه دوست وبلاگي هم دارم به اسم آيسان كه اون هم توي سوده قبول شده. آيسان جون
گل چه : يه اتفاق جالب افتاده
!
از امروز با اينكه من هنوز هم مثل سابق سه سال و دو ماه و شش روز از مي گل كوچكترم
،اما يك دفعه دو سال از او بزرگترم![]()
![]()
!!!!!!!!!
باور مي كنين
؟باور كنين ،اما حدس بزنين چه طور اين اتفاق افتاده
؟!!
مي گل: اين گل چه خانم درست مي گه
!چون من از همين امروز كه آخرين امتحانم رو دادم
،ديگه كلاس اوليم
! البته اول راهنمايي
، و با وجوديكه هنوز هم از گل چه بزرگترم
اما با توجه به كلاس سومي شدن اين فسقلي
! حالا احساس مي كنه دوسال از من بزرگتر شده![]()
!
امشب باد ،ماه را از سقف آسمان مي چيند
!مي دانيد چرا
؟
امشب از هجوم قاصدكها آسمان لبريز مي شود
! مي دانيد چرا
؟
امشب كبوتر ها چنان آواز مي خوانندكه صياد،ميان اين همه صدا گم مي شود
! اما مي دانيد چرا
؟
امشب شب تولد مهربانترين خاله ي
دنياست. خاله جون
تولدت مبارك
.
خاله مهستا"كاشكي كه صد ساله شي.نه!
صدوبيست ساله شي.نه!
چهار شنبه ي گذشته:
گل چه امتحان بنويسيم(يا همان جمله نويسي قديم كه حالا مدرن شده
!!!)را داده بود و با رضايت كامل![]()
برگشته بود . حالا خودش و مامي جان مي خواستن من(مي گل) رو به مدرسه برسونن.توي ماشين نشستيم و مامي جان حركت كرد
.
مامي جان با خونسردي و آرامش و شادي:خدايا شكرت
كه امروز هم اين فرشته هام دو تا بيست بهم هديه كردن
!
متوجه كه هستين
من هنوز به مدرسه هم نرسيده بودم
چه برسه به امتحان دادن و نمره ي بيست
!!!
من:ولي من كه ....
مامي جان با لبخند:آخه من كه مطمئنم چرا شكرگزاريمو عقب بندازم![]()
؟!!!
يكساعت بعد روي پيلوت مدرسه:
گل چه و مامي جان:چه طور بود
؟
من :بيست بيست
!
خودمونيما باز هم حق با مامي جان ![]()
بود!




