لحظه هایتان به طراوت سبزه
،قلبتان به سرخی سیب
،عشقتان به گرمی سمنو
،محبتتان جوشان چون سرکه
،مشامتان سرشار از
سمبل
،کسب و کارتان سکه
،کامتان شیرین ازسنجد
.
هفت سین زندگیتان پر برکت باد
.سال نو مبارک
.
کورال عزیز
ما رو به یه بازی جالب دعوت کرده
،ممنون کورال جون
، بهترین پست
خودمون رو، انتخاب کنیم در سالی که در گذره .یه حسن بزرگ که این بازی داره اینه که
به همه ی پست های سال 86 نگاهی می کنیم
.ما توی مرداد دوتا پست گذاشتیم
که خیلی دوستشون داریم
.
خاله مهستا
، شبنم جون
، ویولت جون
از طرف ما به این بازی دعوتن
.
دنگ،دنگ
،
آی بیا پهلوان وارد میدان بشو نوبتت آخر رسید![]()
معرکه است معرکه ی کشتی تو با خداست
!
این طرف گود منم یک تنه
آن طرف گود خدا با همه![]()
زور خدا از همه کس بیشتر
زور من از مورچه هم کمتر است
!
آخرش او می برد او که خودش داور است![]()
بازوی من را گرفت برد هوا زد زمین
خرد شدم زیر خمش این چنین![]()
آخر بازی ولی
گفت:"بیا جایزه ی بازی و بازندگی یک دل محکمتر است
یک زره آهنی!
پاشو تنت کن،ولی باز نبینم که زود زیر غمم بشکنی
!"
این شعر قشنگ رو خانم عرفان نظر آهاری گفتن.کاش یادمون بمونه که خدا
همیشه بهمون
جایزه می ده حتی اگر نبریم
!
ما شیرازیم
.امروز بعد از ظهر به طرف بوشهر حرکت می کنیم
.به امید خدا
شب بوشهریم.
تعطیلات از امروز شروع شد
.
ما الآن راهی فرودگاه هستیم
.
مقصد ما شیراز ،منزل خاله مهستا
یا به عبارتی خونه ی
شیرازمون
!!
راستی عکسمون به همت خاله مهستا
عوض شد
.چطوره
؟
از وقتی با سواد شدم
،نوشتم...هم تو مدرسه هم تو خونه...مامی جان
عاشق نوشته هام بود
یا شاید
عاشق نوشتنم
!...باز هم نوشتم ...نمره های نوشته هام از نظر
معلم ها بیست بود
....از نظرباباجون
بیشتر
... توین شریه ی
مدرسه نوشته هام چاپ شد
(می گل)(یادتون باشه مدرسه ی
سخت گیری داریم
)...اولین داستانی رو که توی سایت مدرسه گذاشتن بین چهار صد و پنجاه نوشته ،
نوشته ی من بود
(گل چه)...باز هم نوشتم...توی دوچرخه(روزنامه ی ضمیمه ی همشهری مخصوص
نوجوان) بارها نوشته هام چاپ شد
(می گل –گل چه) ...دیگه خودم هم از نوشته هام حسابی خوشم
میومد![]()
...توی انجمن ادبی نوشته ام روخووندن
(می گل)...باز هم نوشتم... برای مسابقه ی
آموزش و پرورش نوشته ی من انتخاب شد
(گل چه)...و بالاخره با همین نوشته ها روز پنج شنبه ی
گذشته اسم من جز خبرنگاران دوچرخه بود
(می گل) (کوچک ترین گروهی که می تونستن خبرنگار بشن
متولدین هفتاد و چهار بودن)...باز هم می نویسم.... باز هم می نویسم...باز هم.....باز......
وقتی خونه تکونی می کنیم![]()
باشیم
یه چیزایی رو
یا به فکر فرو می ریم.
حالا هم که مشغول خونه تکونی هستین و ایام خونه تکونی دل ها
هم هست
،اون ته ته دلتون رو نگاه کنین ببینین به یاد چه کسی
یا چه ماجرایی میفتین
؟
ما هم داشتیم آدرس وبلاگا رو نگاه می کردیم که دیدیم دلمون برای
نوشته های بعضی ها خیلی تنگ شده:
سانی جون یا همون فلفل کوچولوی شیرین
تقریبا از همون اولا که ما می نوشتیم
بهمون سر
می زد
بارها وقتی میخواستیم بریم بوشهر دوست داشتیم توی راهمون ببینیمش که سعادت نداشتیم
.
سانی گل
دوست داریم از حالت باخبر بشیم.
مانیا جون یا گیسو کمند
رو هم که یادتونه .بیشتر پستاش رو که می خووندیم تا مدتها جریانش رو برای
بقیه تعریف می کردیم
و می خندیدیم
.مانیا جون هر کجا هستی خوش باشی
.
مامان خوشبخت
که خیلی زود شد یه خاله ی عزیز
مدتهاست خیلی کم می نویسه
.خاله جون
دلمون واستون تنگ شده .همیشه با فرشته هاتون خوش باشین
.
تربچه جون هم خیلی وقته که هیچ چی ننوشته
و نگرانی رو برای همه گذاشته.خدا کنه
حالش خوب
باشه.
..........
شما بیاد کی افتادین
؟
هر کسی توی یه دوره از زندگیش حتما بازی منچ رو دوست داشته
و ممکنه همیشه هم دوست داشته
باشه
.یه
داستان پشت این بازیه
:مربعی که صفحه ی بازیه در واقع نماد زمینه
،چون مردم
زمان های قدیم فکر می کردن که زمین مربع شکله
! در وسط این مربع یه
علامت + می بینیم که نماد خورشیده
.چهار گروه مهره ی رنگی هم نماد چهار عنصر
اصلی حیاتند: آب (آبی) ، باد (زرد) ، خاک (سبز) و آتش (قرمز) .
حالا بازی شروع می شه
و هر بازیکن باید مهره ی خودش رو یک دور کامل روی
علامت + بچرخونه
،چون قدیمی ها فکر می کردن که زمین ثابته و خورشید به دور زمین می چرخه
!
پس هر مهره دور زمین می چرخه تا به مرکز علامت برسه.مرکز یه منطقه ی ماوراییه و نشانه ی رهایی
وآزادی از جهان خاکی.تاس هم سمبل سرنوشته که باید یاری کنه تا چهار مهره به مرکز برسن یعنی
متحدن!
عدد شش تاس هم به این علته که مردم باستان اعتقاد داشتن که خدا جهان رو در شش روز آفریده![]()
(روز اول:آسمان روشن،دوم:آب،سوم:گیاه ، چهارم :آتش ، پنجم: حیوان، ششم:آدم و هفتمین روز
هم روز استراحت!)
از این به بعد با آگاهی منچ بازی کنین
!
از روز جمعه،هر روز دو ساعت توی مدرسه ی هنر و ادبیات صدا و سیما و یا توی مرکز موسیقی
تماشاگه راز تمرین داشتیم(نمایش)
و امروز که افتتاحیه ی کنگره ی بین المللی فک و دهان و دندان بود،در هتل المپیک موسیقی و
نمایش(حرکات فرم) رو اجرا کردیم
.خیلی عالی بود
،مسئول
بخش موسیقی خانم فرشچیان و مسئول بخش نمایش خانم رضایی بودن که
با مهارت
تونستن تو مدت زمان کوتاهی همه رو آماده کنن
.
اکثر شرکت کنندگان از کشور های دیگه بودن
،اون قسمتی که مترجم ها گوشی به گوش
می شینن تا به زبان های مختلف سخنرانی ها رو تر جمه کنن
خیلی جالب بود
.

