برگزاری نمایشگاه یه تجربه بود
.کار کردن روی یه موضوع خاص
یعنی عکاسی و انتخاب
یه موضوع ویژه(گلهای خیابانی)
و خرج خلاقیت
و بعد ارائه ی
اون در یه جای معتبر(نگارخانه ی سیُلک)
و زیر نظر وزارت ارشاد،
همه ی اینا احتیاج به حامی داشت ،مخصوصا توی سن ما .
انجام تمام کار های نمایشگاه با حمایت های بابا جون
، مامی جان
و دایی ماکان
عزیز
انجام شد و نمایشگاه به صورت هنری و خلاقیتی
شکل گرفت، پر از رنگ و زندگی
.
مژده جون،خاله مهستا،خاله منیر و عمو رضا، عمو حمید و خاله سیما،نگین و نجمه و حتی
فاطمه از دبی،دایی عباس از امریکا،گروهی از انجمن خوشنویسان ایران،خانم غلامی (معلم علوم
گل چه)،خانم ساعدی (معلم جغرافی می گل) ، فاطمه (هم کلاسی گل چه)،فاطمه و نیلوفر و
هدی(دختران عمو نبی)و علی آقا،آقای محسن شریفیان و خانواده (هنرمند موسیقی بوشهر و ایران)
مونا جون،مهتاب جون،الهام جون،پریسا جون ،سوسن جون،مریم جون،ناهید جون،پریچهر جون و
منصوره جو ن و گروهی از دوستان اینترنتی از جمله:مامان دیبا و پرند،آرتا جون و مامانش ،کورال
عزیز و..... ممنون از همه ی این عزیزان که از نمایشگاهمون دیدن کردن و تشکر ویژه از ویولت عزیز
و مهربون
که توی هر شرایطی به فکرمونه و تنهامون نمیذاره
(کاری که ویولت عزیز کرد خیلی
برامون مهم بود اگه اجازه بده توی پست بعد درباره اش می نویسیم ) ،همینطور بابا مرتضی که با
اینکه نبودن ولی ندیده تابلو خریدن
!
نمایشگاهمون توی روزنامه ی همشهری(دوچرخه) اعلام شد که این هم موضوع مهمی بود
.
...و نتیجه اینکه تجربه بسیار خوبی بود
،مخصوصا که تمام تابلوهامون فروش رفت ![]()

